تبليغاتX
ستیغ سخن
یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387
شمارش معکوس

 

کنگره ستیغ سخن ۳

با حضور شخصیتهای برجسته ی کشوری و لشکری و شاعران

زمان: پنج شنبه ۲۶ / اردیبهشت ماه  ۸۷

فراز اول

ساعت ۹ تا ۱۲ صبح

مکان : سالن آمفی تئاتر دانشگاه ازاد اسلامی کازرون

 

فراز دوم

ساعت ۹ الی ۱۱ شب

مکان : آرامگاه نصرالله مردانی (بوستان مردانی)

 و

همچنین افتتاحیه نمایشگاه خوشنویسی با اشعار

مرحوم نصرالله مردانی بعد از ظهر همان روز راس

ساعت ۵:۳۰ در نگارخانه اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی

 

+ نوشته شده در 18:8 توسط ستاد کنگره ستیغ سخن.
یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387
شمارش معکوس...

برای دیدن اندازه واقعی متن و عکس اینجا  کلیک کنید

 

+ نوشته شده در 19:23 توسط ستاد کنگره ستیغ سخن.
پنجشنبه دوازدهم اردیبهشت 1387
مردی که به غزل رنگ و بوی حماسه داد

 

 

مردی  که به غزل رنگ و بوی حماسه داد

 

غزل در ادبیات دفاع مقدس چه جایگاه و ویژگی هایی دارد؟

 

- کشور ما با ادبیات و عرفانش شناخته شده است .

 

می شود گفت که مهمترین قالب ما غزل است چون بیشترین بار اشعار عاشقانه و عارفانه

 

 بر دوش  غزل است و بیشتر شاعران غزل سرای ما بودند که به دنیا معرفی شدند.

 

آقای مردانی رنگ و بوی حماسه را به غزل داد ،زبان حماسه را با عشق و عرفان

 

 آمیخت و قالبی بینظیر به وجود آورد.

 

شما پدیده ی آمیختن عرفان و حماسه را در غزل انقلاب و دفاع مقدس چگونه ارزیابی می کنید؟

 

-          شاید اگر به گذشته های ادبیات برگردیم ،شعرهایی را بیابیم که این روحیه و این فضا

 

 را به گونه ای کم رنگ ،القا کنند اما در شعر انقلاب ،بیش از همه ، شعر مردانی این روحیه

 

را به غزل داد وحتی بر قالبهای دیگر هم تاثیر گذاشت .از دیگر شاعرانی که در این فضا

 

شعر می سرود، دکتر شفیعی کدکنی  است .مردانی توانست حماسه را در شکل درستش ،

 

به شعر انقلاب وارد کند.

-     

از آثار زنده یاد نصرا...مردانی ،کدام اثر را بهتر مطالعه کرده اید و نظرتان در مورد آن چیست؟

 

 

 

من تقریبا بیشتر اشعار او را- پیش از آن که چاپ شوند – از زبان خودش می شنیدم.

 

می توانم بگویم که آقای مردانی ، دایره ی واژه سازی و ترکیب سازی گسترده ای داشت و

 

 بسیاری از شاعران را تحت تاثیر بیان ، سبک و شیوه های زبانی خود قرار می داد ،خیلی پخته

 

 شعر می گفت و شعرهای او همیشه علاوه برداشتن سخاوت زبانی و آرایه های ادبی ، حرفی

 

 تازه برای گفتن داشت.

 

 

اگر خاطره ای از ایشان دارید برای ما نقل کنید:

 

-ما ( من ، مرحوم سید حسن حسینی ، سهیل محمودی و ....) فکر می کردیم اولین گروه از شاعرانی هستیم

 

 که بعد از عملیات والفجر به فاو می رویم ، اما و قتی رسیدیم ، دیدیم که مرحوم مردانی و احد ده بزرگی

 

 زودتر از ما به آن جا رفته اند و این برای من خیلی جالب بود که نصرا...مردانی در جنگ و دفاع مقدس هم

 

 یک شاعر پیشگام بود. 

 

                     «گفت و گویی با علیرضا قزوه برگرفته از ویژه نامه ستیغ سخن 2»

 

 

تماشایی است اینجا غمزه مستانه باران

 

به روی سبزه ها غلتیدن دردانه باران

 

بهار از کوچه ی گلها سلیمان وار می آید

 

به دوش باد با خود می برد کاشانه ی باران

 

به بزم دختران گل نسیم مست می رقصد

 

عروس غنچه سر مست است از پیمانه ی باران

 

بیا در کشتزار خرم گندم تماشا کن

 

به روی برکه ها رقصیدن پروانه ی باران

 

نمی دانم به بیداری است یا رویا که می بینم

 

تو را از عطر گل بیتاب تر بر شانه ی باران

 

چه شیرین است بودن با تو در دشت شقایق ها

 

به زیر سایه بان ابر در گلخانه ی باران

 

به یادت هست آن شب خواندن افسانه ام با تو

 

هنوزم دیده بارانی است از افسانه باران   

 

 

"نصرا...مردانی"

 

 

+ نوشته شده در 12:42 توسط ستاد کنگره ستیغ سخن.
چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1387
ستیغ سخن 3
 

ندانم آتشی یا آبی ای اشک

 

گل داغی ولی شادابی ای اشک

 

شکستی سیل بند دیده و دل

 

که دریای ترین سیلابی ای اشک

 

کنار ساحل خاموش چشمم

 

درخشان گوهر شب تابی ای اشک

 

به چشم مردم اختر شمارم

 

شبم را خوشه مهتابی ای اشک

 

گل  افشان کن گذرگاه خیالم

 

که خون دیده بی خوابی ای اشک

 

نمازم نور معنا از تو دارد

 

چراغ روشن محرابی ای اشک

 

غزل بی آب رویت گفتنی نیست

 

بر آی از دل که شعر نابی ای اشک

 

 

 

دوستان عزیز اگر مطلب یا شعری در خصوص اشعار و خود
 

 استاد مردانی داشته باشند می توانند هر چه سریع تر به آدرس


 ایمیل دبیر خانه ارسال نمایند :

 

 

setighe.sokhan@yahoo.com

 


شماره تماس با روابط عمومی دبیر خانه:

 

۰۹۱۷۹۲۲۱۸۰۴

 

                                 

               زمان برگزاری : ۲۶ /۲/۱۳۸۷

 

    
مکان:  فارس ، شهرستان کازرون ، فرهنگسرای نصراله مردانی

 

+ نوشته شده در 17:53 توسط ستاد کنگره ستیغ سخن.
یکشنبه هشتم اردیبهشت 1387

من ان ستاره شب سوز بی سر اغازم 

که در مدار زمین نیست جای پروازم  

 

غروب سرخ من ان جاودانه می داند

که دیده صبح نخستین ، طلوع اغازم  

 

حصار خاکی تن بشکنم اگر روزی

ز بام عرش بر اید طنین اوازم

 

درین هزاره خونین ، سمند سبز خیال

به عرصه ای که ندارد کرانه می تازم

 

کجاست بیرق گل رنگ اسمانی عشق

که بر بلندی فریادها بر افرازم

 

مرا به کشتی خون بر نشانده موج جنون

که در کناره خورشید لنگراندازم

 

فروغ مهر دل از اسمان جان سر زد

که افتاب بر امد ز طور اعجازم

 

فرشته رقص کنان از بهشت می اید

دمی که بوی گل اید ز گلشن رازم

 

کتاب قصه شیرین عشق بگشایید

که من ز تیره فریاد قصه پردازم

 

به جستجوی تو ای لامکان نمی دانم

کجا سفینه اندیشه میبرد بازم

 

ز شعله های حسد گر گرفته جان حسود

که من ز خون قلم ، شعر سرخ می سازم

+ نوشته شده در 12:50 توسط ستاد کنگره ستیغ سخن.
سه شنبه سوم اردیبهشت 1387
گفتیم و ...

 

 

گفتی که من از روز ازل سوخته بودم

با داغ چراغ غزل افروخته بودم

آری من از آن بارقه کوکب چشمت

دل سوخته دل سوخته دل سوخته بودم

 

با یاد نگاه تو چراغ سحری را

 

بر قله خورشید بر افروخته بودم

 

چون لاله به صحرای جنون با تب عشقت

 

پیراهنی از شعله به تن دوخته بودم

 

پروانه صفت در سفر سوختن ای شمع

 

از تو غزل سوختن آموخته بودم

 

بر باد شد از جور تو آن کوه تحمل

 

کاندر گذر حادثه اندوخته بودم

 

آن روز که گفتی و شنفتی سخن از غیر

 

در آتش این فاجعه واسوخته بودم

 

رفتی و به دنبال تو تا صبح قیامت

 

بر باغ نظر دیده جان دوخته بودم

 

19/12/68

 

 

 ظاهرا که اردیبهشت امثال ما واقعا اردیبهشتی است، ازطرفی مصادف است

 

 با برگزاری بزرگداشت شاعرعزیز کشورمان استاد مردانی و از طرفی مصادف

 

 است با سفر مقام معظم رهبری به استان فارس و شهر کازرون پس

 

بی مناسبت نیست اگر  دو بیت از غزلی را که استاد تقدیم به مقام معظم 

 

کرده بودند و پیام مقام معظم را پس از در گذشت استاد در این پست بیاوریم:

 

ای سید خورشید دل عالم اسلام

 

بر دوش تو افراشته شد پرچم اسلام

 

اهریمن بدکار زنام تو فراری

 

ای داده به تو آصف دین خاتم اسلام

 

           دیدار با رهبر

 

 " در گذشت تاسف انگیز شاعر شیرین سخن و انقلابی مرحوم آقای نصرالله


 

  مردانی را به همه ی دلبستگان به شعر و ادب فارسی و نیز به خانواده ی

  محترم و دوستان وعلاقه مندان آن مرحوم و به جامعه ی هنرمندان

 

 و شاعران انقلاب تسلیت می گویم .

 این شاعر مؤمن و پرتلاش سرمایه ی طبع روان خود را در خدمت معارف

 انقلاب قرار داده و شیوایی سخن خود را با ابراز عشق به خاندان ِ پیامبر

 علیهم السلام و مفاهیم زنده و واقعی دوران دفاع مقدس و تکریم شهیدان

عزیز آموخته بود و سرانجام در جوار تربت مطهر حضرت سید الشهدا

علیه السلام سر بر آستان دوست نهاد.بی شک نام وی در شمار خدمتگزاران

 به ادبیات انقلابی همواره در خاطره ی ملت ایران باقی خواهد ماند.رحمت

 واسعه ی حضرت حق و حشر با اولیایش را برای آن مرحوم مسألت می نمایم. "


سید علی خامنه ای 

 

 

دوستان عزیز اگر مطلب یا شعری در خصوص اشعار و خود
 

 استاد مردانی داشته باشند می توانند هر چه سریع تر به آدرس


 ایمیل دبیر خانه ارسال نمایند :

 

 

setighe.sokhan@yahoo.com

 


شماره تماس با روابط عمومی دبیر خانه:

 

۰۹۱۷۹۲۲۱۸۰۴

 

                                 

               زمان برگزاری : ۲۶ /۲/۱۳۸۷

 

    
مکان:  فارس ، شهرستان کازرون ، فرهنگسرای نصراله مردانی  

+ نوشته شده در 18:16 توسط ستاد کنگره ستیغ سخن.
شنبه سی و یکم فروردین 1387
مصاحبه با نصراله مردانی

مصاحبه ی زیر در آذرماه ۱۳۸۲ در بیمارستان انجام شده است، واز سایت تبیان گرفته شده است .

 


« چهره ی ماندگار »



مصاحبه تبیان با آقای نصراله مردانی



تبیان : لطفاً شرح مختصری از زندگی و فعالیت های خود بفرمایید.


ما راز سر به مُهر یک آغاز مبهمیم             یعنی در این سراچه ی بازیچه آدمیم


بنده به سال ۱۳۲۶ هـ .ش در کازرون ( فارس) دیده به جهان گشودم. از همان دوران قبل از دبستان علاقه وافری به شعر و ادبیات داشتم. شاید به این دلیل که پدرم علاقه زیادی به دیوان حافظ  و شاهنامه فردوسی داشت و همیشه مجالس شعر خوانی برپا می کرد. از همان زمان بود که به فکر تلفیق حماسه و غزل افتادم. کاری که بسیاری از اساتید انجام آن را امری محال می دانستند. به هر حال من این کار را انجام دادم وشعرهایی در قالب غزل ساختم که مضمونی حماسی داشت، اگر چه قبل از انقلاب از این اشعار استقبالی  نشد. پیروزی انقلاب و عظمت و شکوه آن و فضای موجود به بهتر شدن کارم کمک  بسیاری کرد . با شروع  جنگ تحمیلی این نوع کارهای من، بسیار مورد توجه قرار گرفت و مقلدانی نیز پیدا کرد. از جمله این شعرها می توان به صبح ظفر سواران، سمند صاعقه زین کن سواره باید رفت … ، ای یلان صف شکن … ، جنگ جنگ است بیا تا صف دشمن شکنیم اشاره کرد. به هر حال این کار، شیوه نوینی در ادبیات بود که تا قبل از این وجود نداشت. البته می توان رگه هایی از این شیوه را در کار بزرگانی چون حافظ و مولانا دید. مثل این  غزل مولانا که یکی از ابیاتش این است:


 


 زین همرهان سست عناصر دلم گرفت           شیرخدا و رستم دستانم آرزوست


 


یا این غزل حافظ با این بیت :


 


شاه شمشاد قدان ، خسرو شیرین دهنان       که به مژگان شکند قلب همه صف شکنان


 اگر چه سرودن غزل هایی با مضمون حماسی در کار این بزرگان به نظر اتفاقی است.


 

 


 

تاکنون مجموعه اشعاری به چاپ رسانده ام که می توان از مجموعه قیام نور، خون نامه ی خاک ، آتش نی، سمند صاعقه، ستیغ سخن، قانون عشق ، از شهیدان شاعر، منظومه شهادت ، شعر اربعین و … نام برد. ازجمله کارهای دیگرم تصحیح دیوان حافظ است که نتیجه ی سالها تلاش و مقابله نسخ متعدد این دیوان است. دیگر، مجموعه ای به نام ” گل باغ آشنایی ” که گزیده ای از شعرهای شاعران ایرانی از آغاز تا امروز است و دیگر،  مجموعه ای به نام “چهارده  نور ازلی” که در آن برای هر کدام از ائمه یک کار مستقل انجام داده ام . آخرین کارم نیز ” دائره المعارف شاعران ” است که تاکنون بیش از ده هزار صفحه از آن را چاپ نموده ایم و …


 

 


 


تبیان : لطفاً در مورد مجموعه “ستیغ سخن” که گویا یکی از کتب درسی دانشجویان دکترا نیز هست بیشتر توضیح دهید.


این کتاب در قالب مثنوی است و نتیجه پانزده سال کار و مطالعه بیش از چند هزار دیوان است. در این کتاب اسامی بیش از ۲۵۰۰ شاعر از آغاز ظهور شعر فارسی تا نیما و غیره به صورت منظوم آورده شده ؛ البته در این منظومه قصد من فقط ذکر اسامی شعرا نبوده است.


 

به این بیت توجه کنید :


 


چه سّری نهان در ضمیر تو بود          که وحشی و اهلی اسیر توبود


 


 

بسیاری فقط وحشی و اهلی را می شناسند. در حالی که ” سّری” ، ” نهان ” و ” ضمیر” هم نام  شاعرانی بوده است. در واقع تمام بدنه بیت از نام  شاعر تشکیل شده .  در این بیت ” ایهام ” ( یعنی کلمه ای دارای دو معنی دور و نزدیک باشد  و خواننده با به ذهن آوردن یک معنی ، معنای دیگر کلمه نیز به خاطرش بیاید .) نیز وجود دارد. کل منظومه به همین شکل  است.


 


تبیان : شما بیشتر در چه قالب هایی شعر می سرایید و چرا؟


من اشعاری در قالب های مختلف شعر اعم از غزل، قصیده ، رباعی ، دوبیتی ، مثنوی ،  ترجیع بند و … سروده ام ولی بیشتر سروده هایم و علاقه ی خاصم به قالب غزل است. در قالب مثنوی هم کارهای قابل توجه و چشمگیری انجام داده ام. به هر حال من معتقدم ظرفیتی که غزل در ادبیات فارسی دارد هیچ کدام دیگر از قالب های شعری ندارند. حافظ هم به همین دلیل آگاهانه اشعارش را در قالب غزل ریخت . غزل نه همچون قصیده طویل و خسته کننده است و نه همچون رباعی و دو بیتی کوتاه . خیلی راحت می توان پیام خود را در قالب غزل ارائه داد. به نظر من غزل زبان همیشگی تاریخ است.


 

 



تبیان : تخلص شما چیست؟


من در اوایل که شعر می سرودم ” ناصر” تخلص می کردم ، ولی مدت هاست که دیگر نه این اسم را ونه هیچ اسم دیگری را به عنوان تخلص به کار نمی برم . چون به این نتیجه رسیده ام که اگر شعر برخاسته از دل و جان شاعر باشد تک تک واژهای این شعر مثل تخلص شاعر عمل می کند؛ یعنی هرکس بیتی از این شعر را بخواند، درمی یابد که سروده کیست . مثل شعر فردوسی، حافظ یا مولانا و دیگر بزرگان ادب فارسی . علاوه بر این به نظر من تخلص یک نوع ” من گفتن” و اظهار تفاخر کردن است. از این گذشته در قدیم چون صنعت نشر نبوده، شعرا مجبور بودند تخلصی برگزینند تا اشعارشان مشخص باشد؛ ولی امروزه دیگر لزومی به این کار نیست و به مذاق مردم هنرمند ما نیز سازگار نیست.


 

 


تبیان : از میان شعرا، به شعر کدامیک تعلق خاطر بیشتری دارید؟


هر یک از شعرای ما برجستگی خاصی دارند که به واسطه آنها شناخته می شوند. مثلاً فردوسی شاعری است که درتمام دنیا خرد گراتر از او وجود ندارد. در تمام بیت هایش خرد و اندیشه موج می زند. یا اشعار لطیف و لبریز از شور وشوق مولانا که انسان را به وجد می آورد ، یا اشعار پند آموز و شیوای سعدی که چون نغمه ای دلنشین برگوش جان انسان  می نشنید و از همه شگفت انگیزتر، شیواتر، گویا تر و دلنشین تر اشعار خواجه حافظ شیراز است که علاقه خاصی بدان دارم. متأسفانه شعر هیچ یک از این بزرگان چه در داخل و چه درخارج به درستی درک نشده . اگر ترجمه درستی  فقط از دیوان حافظ می شد مردم جهان را شیفته خود می نمود. چنان که فقط نسیمی از حافظ به بزرگانی چون نیچه و گوته رسیده و آنها را مدهوش حافظ نموده است. گوته زمین و زمان  را به زیر سؤال می برد و تفکرات بزرگان را به باد تمسخر می گیرد ولی وقتی به حافظ می رسد می گوید: حافظ تو چرا از باده سخن می گویی ، تو خود باده ای هستی که هستی را مدهوش خود نموده ای .


 

 


 

تبیان : چرا شعر بزرگانی چون حافظ، مولانا، سعدی و … پس از گذشت قرن ها هنوز مورد علاقه و توجه مردم است؟


راز ماندگاری حافظ ، بهره گیری از کتاب مقدسی است که جوهره حیات می باشد ؛ یعنی قرآن که ازلی و ابدی است . حافظ از قرآن الهام گرفته ، از کتابی که لوح محفوظ خداوند است و ناگفته ها و ناشناخته ها را در بردارد. برای همین حرفی که زده محصور در زمان و مکان خاصی نمانده و دل مردم تمام روزگاران را به تسخیر در آورده و درخواهد آورد. از سوی دیگر علاقه حافظ به ائمه اطهار علیهم السلام و تشیّع نیز باعث دلنشینی اشعارش شده است. خود من تقریباً چهل غزل از اشعار او را که در مورد امام زمان (عج) بوده و چندین غزل که در مورد حضرت رسول ( ص ) بود ، استخراج نموده ام . به هرحال جاودانگی حافظ به دلیل پیوستگی با قرآن است. شعرای دیگر نیز به نحوی از قرآن بهره جسته اند؛ اما حافظ بیشتر و عمیق تربا قرآن پیوسته است . شعرحافظ شعر گذشته، حال و آینده است.


 

 


تبیان : آیا شاعری نیاز به قریحه خدادادی دارد؟


بله؛ شعر الهام است؛ اما در مورد همه ی شعرا چنین نیست. مثل عشق . یکی در منجلابی از فساد و پستی فرو می رود و اسم آن را عشق می گذارد. یکی نیز مانند امام حسین (ع) ازهمه چیز وهمه کس در راه معشوقش می گذرد. در واقع عاشق حقیقی اوست. شعر نیز پس از الهامی که به انبیا می شد، الهامی است برای شاعر. البته شاعر حقیقی و هنرمند . نه آن کسی که به اسم شاعر، شعر را به ابتذال کشیده . شاعر واقعی کسی است که زحمت کشیده و به نیرویی ازلی و ابدی متصل است.


 

 



تبیان: چه پیشنهادی برای شاعران جوان و علاقه مند دارید؟


متأسفانه در این روزگار ، شعر و شاعری وضع بسیار آشفته ای  دارد. عده ای قالب های شعری گذشته را کهنه  می دانند و به اسم شعرنو، چیزهایی منتشر می کنند که انسان خجالت می کشد عنوان شعر به آنها بدهد. البته شعرهای خوبی هم گاه  دیده می شود.


به نظر من راه بازگشت به آن شکوه و عظمت ادبی گذشته ، آشنایی با شعرای قدیم و اشعار پربار آنهاست.


 

 


 

اگر به قول عده ای شعر حافظ و مولانا و … و راه و روش آنها کهنه شده ، پس چرا هنوز مردم این اشعار را دوست دارند و  ورد زبانشان است.


 

 


 

توصیه من به جوانان علاقه مند به شاعری این است که به آثار گذشتگان که اقیانوسی از هنر و خلاقیت است مراجعه کنند و از آنها توشه برگیرند.


 

 


 

 


 

تبیان : تعریف شما از نخبه چیست؟


نخبه به معنی اندیشمند، متفکر وهنرمند واقعی است. در واقع نخبه کسی است که واقعاً زحمت کشیده باشد و به معنی واقعی به جوهره حیات و هستی دست یافته و آن را فهمیده باشد. ممکن است بسیاری به عنوان نخبه و چهره ماندگارمعرفی شوند اما این روزگار و گذشت زمان است که ماندگاری آنها را تعیین می کند. اگر آثار به جای مانده از کسی حقیقی باشد و به وجود آورنده آن اثر ، به واقع تلاش کرده باشد، آن هم برای مردم و به خاطر خدا ، مسلماً ماندگار خواهد ماند.


 

 


 

در پایان مصاحبه ، استاد مردانی یکی از زیباترین غزل های خود را برای ما قرائت نمودند که آن را به نظر شما عزیزان می رسانیم.


 


 


ما راز سر به مُهر یک آغاز مبهمیم            یعنی دراین سراچه ی بازیچه آدمیم


 


شاید به شیر درنده این جنگل بزرگ         ما سایه ای ز شاخه یک بید درهمیم


 


بر پرتگاه صخره صحرای نیستی              گویا که ما نتیجه لبخند یک دمیم


 


چون نقطه کوچکیم به پرگار روزگار           اما برون ز دایره ی هر دو عالمیم


 


در ما هزار عالم دیگر نهفته است            ما جام در غبار فرو رفته ی جمیم


 


از ما ربوده دیو زمان خاتم روان                آنجا که ما تجلی اسماء اعظمیم


 


سنگینی  تمامی عالم به دوش ماست      ما در حریم عشق تو ای دوست محرمیم


 


جاری تر از نسیمی و روانی مثل آب         ما نشئه ی ظهور حیاتی دما دمیم


 


جوشید از بلندی فریاد ما زمان                 گاهی چو رود آتش ، گاهی چو شبنمیم


 


در ما بهشت و دوزخ درهم تنیده است       اهریمن و فرشته ی یک قصه با همیم


 


آگه نشد به سر سویدای ما کسی               ما قصه ی شگفت مسیحا و مریمیم


+ نوشته شده در 10:5 توسط ستاد کنگره ستیغ سخن.